گربه شکمو
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
یه گربه نازنازی بود
شیطون و اهل بازی بود
زرنگ بود و بلا بود
شکمو و ناقلا بود
ازبس که بازیگوش بود
همش دنبال موش بود
کمین می کرد یه گوشه
به هوای آقا موشه![]()
موش می گرفت اون ناقلا
بعدش می خورد با اشتها ![]()
یه روزی گربه ما
گربه شیطون بلا
روپشت بوم راه می رفت![]()
پایین و بالا می رفت
یه دکان قصابی دید 
از پشت بوم پایین پرید
به عشق گوشت تازه
رفت دم اون مغازه
یه قصاب سیبیلو
باساطوروباچاقو
گوشتارو تکه می کرد
میذاشت توی ترازو
دهن پیشی پر آب شد
از گشنگی بی تاب شد
میو میو رو سرداد
به قصابه خبر داد
قصابه تا اونو دید
اخمی کرد و داد کشید
پیشته پیشته گربه ی بلا
برو برو اینجا نیا
من به تو گوشت نمی دم
دل وجگر نمی دم
پیشی بی صبر و تاب
نگاهی کرد به قصاب
گفت آقای سیبیلو
آقای چاق و اخمو
گوشت نمی دی دنبه بده
دل نمی دی قلوه بده
قصابه باز داد کشید
هوارو فریاد کشید
پیشی حسابی بور شد
رفت و از اونجا دور شد
خسته و سر در گریبون
نگاهی کرد به آسمون
از قصابه خیری ندید
رفت و رو پشت بوم پرید
خسته و زار و نا امید
روپشت بوم دراز کشید
با خودش می گفت
حالا که چیزی نخوردم
گشنه و ناشتا موندم
تو دلم می گم
این گوشتای گندیده
پیف پیف پیف بو می ده
شاید که باورم بشه
دلم یه کم خنک بشه
ضرب المثل:گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه پیف پیف پیف بو می می ده!


گربه شکمو 