آنیاآنیا، تا این لحظه: 15 سال و 26 روز سن داره

شاهزاده خانم

خواب من

دیشب که خوابیدم        درخواب خندیدم خواب من شیرین بود      مثل گل  رنگین بود در خواب بابا  بود           مامان با من بود   بابا تا من را دید            مثل گل هی خندید من او را  بوسیدم         مثل او خندیدم ...
6 مهر 1393

پرسش شعری

می خوره گندم    بال داره با دم    می خونه آواز    می کنه پرواز   یه نوک داره تیز   هزار پر ریز    دوچشم داره گرد   اسمش چیه؟         گرد وقشنگه   از همه رنگه    می چرخه شاده    توش پر باده   بی باد می شه شل   می ره به فوتبال اسمش چیه؟    
23 مرداد 1392

سلامی دوباره

سلام دختر نازم.مدت زیادی غایب بودم  و مشغول رسیدگی به مه گل مامان.اما می خواهم دوباره فعال باشم .دخترم 23 ماهه شده و با شیرین زبانیهاش دلمان را برده.می توونه تا 20 بشماره کلمات انگلیسی یاد گرفته و ........
21 مرداد 1392

نوروز 91

شاهزاده خانم عید امسال به خانه پدر بزرگ و مادر بزرک ها رفت وازآنهاعیدی گرفت.روز ٦ فروردین به دبی رفت.در آنجا به آکواریوم اتلانتیس رفته و ماهی های زیادی رادید.سیزده به در سه تایی به لواسان رفتیم.٣١ فروردین هم خانواده پدری را برای ناهار دعوت کردیم. 
3 ارديبهشت 1391

واکسن 4 ماهگی

شنل قرمزی مامان سلام واکسن ٤ ماهگیتو زدیم. ٢ روز اذیت شدی. تا حالا ٢ بار بردیمت رستوران خارج شهر .خیلی خانم بودی.بابایی کلی سی دی کارتون خریده که می بینی.با آهنگ ها هم دوتایی دست میزنیم و کلی  شاد می شیم.
17 بهمن 1390

بدون عنوان

عطر یاس من سلام از وقتی 3 ماهه شدی سعی می کنی به پهلو بشی و حتی روی دست فشار می آوری که دمر بشی .چند روز قبل رفتیم عکاسی و اولین عکس را برای پاسپورتت گرفتییم.دوشنبه رفتیم خانه مامان فرشته .دایی ها نبودند.هفته قبل هم 2 بار سری به مامان فاطمه زدی .در طی روز باهم شعر می خوانیم و بازی های سه ماهگی را انجام می دهیم و کمی زبان کار می کنیم.بابایی شبها که میاد حسابی باهات بازی می کنه ومن به کارام می رسم.بعضی شبها تا 5  -6 صبح بیدار نمی شوی و من هم خواب راحتی می کنم.دوست داریم عشق مامان و بابا
6 دی 1390