خاطرات
گل همیشه بهارم سلام
دیشب سرویس تخت وکمد هایت راآوردند.خیلی زیبا شده.اولین جیزی که وارد خانه جدیدمان شد .بابایی تا دیر وقت داشت پرده اتاقتو نصب می کرد.امروز قراره برم کمد ها رو آماده چیدن کنم.هنوز کار تعمیرات تمام نشده.پدر هرشب سرشو می ذاره رو شکمم وبهت میگه مگه چمدانها را نبستی پس کی میای؟تو نفس بابایی هستی .دوست دارم یک عالمه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات
