بدون عنوان
امروزنازنین دخترم را به کمک بابایی بردم حمام.بر خلاف دفعه هابی قبل کمی اولش گریه کرد.صبح ساعت ٩ بودچون بابا می خواست بره مرکز آب درمانی برای اسپاسم کمرش.بعد از حمام حسابی خوابیدی.از روز ٤٠ تا الان که ١٠ روزی میشه نبرده بودمت حمام.روز عید قربان رفتیم خانه مامان فرشته وحسابی خوش گذشت.اولین باری بود که ترا می بردم اونجا.خاله فرزانه برایت از مشهد لباس بافتنی آورده بود.دایی حمیدرضا هم عروسک خوشگل آورده ودایی علیرضا از کیش عروسک و اسباب بازی آورده.هفته قبل اولین ژاکت پاییزی به رنگ نارنجی و زرشکی را برایت خریدیم.پدر هم ٢ کاپشن خریده که برای سالهای بعد مناسبه.راستی ٣٩ روزگی بردیمت کنترل قد و وزنت که قد ٥٣وزن٨٠/٤کیلو گرم بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
